بی نام
خاطرات و دست نوشته های یه ذهن مبهم

وقتی که میبینمش تمام حسی که دارم حسادت و تنفره

در حالی که من باید پر از عشق باشم

قلبم پر از حس کمبود شده

نمیدونم چطوری درمونش کنم

اگه همینجوری پیش برم

به راحتی به مرز و خوده افسردگی میرسم

برام کنترل احساساتم خیلی سخت شده و میتونم ب راحتی بزنم زیر گریه و ......

شروع کنم

به بدبخت بودن و به بدبختی فکر کردن

برای فرار از تمام این مشکلات سعی می کنم خودمو درگیر کنم

مثلا میدونی چ کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آشپزی

خرید

پیاده روی

همه کارای که وقتمو پر کنه و

مانع از فکر کردن من بشه

من باید برم دنبال آموزش و رشد خودم

نباید تنها و بیکار بمونم

باید قوی ادامه بدم

وقتی که بیخیالش بشم

خودش میاد مگه نه ؟

باید یاد بگیرم درآمدم رو به جاش استفاده کنم و

سعی کنم به چرت و پرت ندمش

ولی خب هی دارم خرج شکم می کنم

و خوشحالم از این بابت

چهارشنبه پنجم مهر ۱۴۰۲ 11:21 fafa

فاطمه بهم زنگ زد و کلی صحبت کردیم

گفت بانکشون بهشون تایم استخر میده

در نتیجه هماهنگ کردیم که سه شنبه بعد از کار بریم

ولی خب تایم کارم بهش برخورد میکرد

مرخصی ساعتی گرفتم و رفتم خونه

وسیله برداشتم و به سمت استخر به راه افتادم

دیگه جونم براتون بگه

بعد از حدودا چند سال رفتم استخر و

هیچی یادم نبودم حتی در این حد که بخام رو اب شنا کنم

همش چرخ الکی زدم

و دلم میخواست برم کلاس شنا

در همین راستا

دنبال کلاس شنا هستم

این استخر رو که پرسیدم

گفتن که آموزشی فقط صبح ها داره از صبح تا ساعت 3 بعد از ظهر

خب منم که کل هفته سرکارم که نمیشه برم کلاس شنا

پس باید برم یه استخر دیگه پیدا کنم که بتونم بعدازظهر برم برای آموزش

اگه توی تهران کسی بلده جایی رو حتما بهم بگه

سه شنبه چهارم مهر ۱۴۰۲ 10:5 fafa

دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ 9:39 fafa

یکشنبه 2 مهر تعطیلات رسمی بود

برای همین تصمیم گرفتیم بریم درکه

اولین بار بود که میرفتم

و فکر میکردم جای خیلی خاصی باشه

و خیلی هم خاص نبود

ولی خوشگل بود و حسم خوب کرد

ما صبح زود رفتیم و کلی پیاده روی کردیمو راه رفتیم

باید بگم بسی بسیار خوش گذشت در کنارش

و کلی عکسای باحال گرفت ازم

برسم با گوشی عکسار و اپلود میکنم اینجا هم بمونه برام

خوشالم ک دارمش

البته که موقع برگشت کمی بحث کردیم ولی در کل خوشالم که دارمش

یکشنبه دوم مهر ۱۴۰۲ 12:22 fafa